|
سلام خوبید .......... ببخشید که اینقدر دیر آپ میکنم
از این به بعد میخوام ر مورد رنگ ها صحبت کنم الان هم از رنگ مورد علاقم میخوام بنویسم این مطالب هم از خودم در نمیارم از یک منبع موثق هستش حالا بریم سر رنگ بنفش: بنفش و ارغوانی بنفش ترکیبی از قرمز وآبی است که یکی از معنوی ترین رنگها به حساب می آید.بنفش،رنگ هماهنگی بین عقل و احساسات و بین معنویات و مادیات است. با این حال،در سمبولیسم رنگها بین بنفش و ارغوانی فرق چندانی وجود ندارد و به همین دلیل ما هر دوی انها را در یک قسمت آورده ایم. سمبولیسم اولین ارتباط ارغوانی باسلطنت و به خصوص با امپراطوران است.هزاران سال این رنگ سمبل قدرت مادی و دنیوی و مختص به پادشاهان بود.مثلاً،برای امپراطورهای روم باستان پوشیدن لباسهای ارغوانی پوشیدن افرادی که چندان مهم نبودند توهین بزرگی محسوب می شد و اغلب مجازات اعدام در پی داشت. ارغوانی و پسر عمویش ،بنفش،علاوه بر بالاترین شکل از اشرافیت دنیوی،اشرافیت معنوی را نیز نشان می دهند.این دو رنگ با تفکر عالی،درک روحی و تواناییهای روانی مرتبط هستند. چکیده ویژگیهای بنفش و ارغوانی
خود پسندی ستاره شناسی قویترین ارتباط ستاره شناسی ارغوانی با علامت خیالی کمان(آذر)است و بنفش با ماهی(اسفند)مرتبط است.سیارهء غالب هر دوی این علایم ژروپیتر است.ژوپیتر پادشاه یا خدای خدایان روم بود. . . . . . خوب این مطالب قسمت بندی شده قسمت بعد باشه انشاالله برای بعد. وبلاگ دیگه رنگ وارنگ میشه
اول از همه جواب دوستانى كه اشتباه متوجه شدن يا هر چيز ديگه................توضيحاتى عرض كنم بريم سر اصل مطلب بايد قضيه ى عشق و عاشقى رو روشن كنم تعريف عشق:عشق يعنى اينكه تو از عشق اون كور بشى ووقتی به طور مثال:كفش هايى كه از نظر جامعه ما هر چيز ديگه خنده دار باشه و تو حتی اونو دوست داری(يعنی هر چيز اون چه خوب و يا بد)و چيز هايه بد اون طرف رو در نظر نگيری اما........... طوری كه توبخاطر اون كه به درجه يه بالا برسه شخصيتت،غرورت رو خورد ميكنی تا اون بهترين باشه ولی دريغ از اينكه تمام زندگيت رو از دست دادی فكر نكنم دخترهايه امروزی كه هم خودم هم خودتون که جزاین دسته هستید فدايه عشق نوجونی كنيد وعاقليد واما........................ اما تعريف عشق [يك]طرفه:میدونید خلاصه کنم مثل پیپ هستش که فقط از یک طرف دود بده همین........ و دوست داشتن:درست برعکسه عشقه تو اون هر جا که بخواد به هر مقامی میبری و خودت هم ،هم سطح اون هستی و هیچ موقع شخصیتت خورد نمیشه ok.................................................... ومن جز اون دسته آخری هستم وبه خاطر اینکه هنوز هم دوستش دارم دوباره اومدم و اصلا هم از نظراتتون ناراحت نمیشم فکر خانوم هایه که به قول یکی از بچه ها فلسفه یه عشق رو باز کردن حالا دیگه جوابشون رو گرفتن من اصولا آدمی هستم که سری جوش میارم ولی دیدید که چه خوب برخورد کردم با این قضیه اگه پارمیدا بود جوش اورده بود دوست عزیز خودمه میشناسمش حالا نه این مطلب هر مطلب دیگه ای که اگه جوابش رو اینجوری می دادند اصولا در این مورد ما دو تا خیلی شباهت داریم به هم اون با سیاست جواب میده ولی من{ کلی }توضیح میدم یعنی طرف رو درمورد اون قضیه چیز فهم میکنم سرتون هم خیلی در آوردم وبلاگ دوباره به وضع عادیش در اومد فعلا بای سارا
سلام سلام گل هایه باغ زندگی خوبید من جدیدن تیکه کلامم شده خوابم میاد چند وقت پیش خواهرم اومد گفت که کانال چهار داره دایی نیلوفر(دختر عموم) رو نشون میده آخه تمام کتاب هایه شهر سوخته رو دایی دختر عموم نوشته اتفاقا بر حسب تصادف رفتم یکی از کتاب هایه نادر این شهر سوخته رو یک نگاهی انداختم خیلی خوشم اومده شاید یک آپی در موردش بکنم فقط بچه هایی که از جسد و استخون میترسن نخونن این چیز هارو همین بود فقط اومدم هم آپی کرده باشم و هم بخوام که برام دعا کنید دست علی یارتون خدا نگه دارتون
عزيزان لطفا اين مطلب را بخونين توجه ! توجه! سلام عزيزان قابل توجه كساني كه اومدم به وبلاگشون سر زدم و نظر گذاشتم اومديد بياييد آدرستون رو بذاريد همه رو كلي تو پيوندا قرار دادم اومدم تاييدش كنم يك هو از سيستم خارج شد من برم گريه كنم مامانننننننننننننننننننننننننن
سلام بعد از قرنی دارم آپ میکنم اونم چه آپی راستش رو بخوای تو ترک بودم؟؟؟؟؟ نه بابا معتاد نبودم تو ترک محسن افشانی بودم و اینترنت واقعا بعضی موقع ها خیلی سخته امروز تصمیم گرفت تمام حرف هایه تو دلم رو برای تمام این جهان بنویسم تو دو راهی قرارا گرفتن هم سخته شما ها بگید من چیکار کنم از این هم ترس دارم که بگم مسخرم کنید آخه میدونی دوستم میگه الان تو با اون کسایی که تو اینترنت دوستی در واقع هوو هستید میدونی چرا ۱ طرفدار هم کم شه میدونید برایه چی بعد از چند وقت اومدم برایه اینکه یک جمله قلبم رو خیلی بیشتر ازاون چیزی که شما ها فکر میکنید دوستش دارم برایه اینکه قبل از دیدنش تو تلوزیون تو خواب دیده بودمش بخاطر همینه نمی تونم دل بکنم ازش همیشه همه جا همرام هست انگار روحش ، خاطراتش ، گریه هاش،شادیهاش اصلا نمی دونم چی بگم همینجا مخم هنگ کرده دیشب داشت پشت صحنه ی ترانه مادری رو میداد اونجایی که محسن بیمارستان داره یواش حرف میزنه بابام خودش اعتراف کرد که خوشش اومده ازش یعنی دوسش داره میدونید حوصله ندارم . . . . . . . . . وایی یک چیزیرو یادم رفت عیدتون مبارک بابا میخواستم عکسا هایی که قولش رو داده بودم بذارم ولی این سایت هنگ کرده ۲ ساعت سرش ایستادم خوب امیدوارم در این آپ به کسی بر نخوره بازم ببخشید سرتون رو درد آوردم ل ط ف ا نظر یادتون نره bye ta Hi
شب اول اولش یهو صدای دست جمعیت بلند میشه.نگاه ها به سمت سن میره.میبینن که یه پسر با قد بلند داره با مجری روبوسی میکنه.بعد محسن میکروفن رو میگیره دستش و میگه:سلام یه دفعه همه براش دست زدن و جیغ کشیدن مجری:آقای افشانی یه خاطره برامون تعریف کنین محسن:شبی که قرار بود اون قسمتی رو که ما توی کارخونه هستیم پخش شود،ما باید صبحش اون قسمت رو ضبط میکردیم.کارخونه هم توی کرج بود.من رو هم ساعت 6 صبح بیدار کردند.خوابم میومد.بلند شدم دیدم واسه گریم نوبت من نشده.رفتم خوابیدم.آقای سهیلی زاده اومد منو از خواب پروند.رفتم دیدم خانوم ....(یه مکثی میکنه)نغمه ادیب(سالن منفجر شد.همه فکر میکردیم خودمون فقط میگیم نغمه ادیب،دیدیم اون هم میگه نغمه ادیب گفت دیدم خانوم نغمه ادیب رو دارن گریم میکنند.دوباره رفتم خوابیدم.ساعت 10 اینا بود پاشدم دیدم هیچ کسی نیست.همه جارو گشتم و کسی نبود.زنگ زدم واسه سیاوش،که بابا شما کجایین؟سیاوش گفت خودت کجایی؟ محسن گفت:من خونم سیاوش از خنده غش کرده بود.صداش از پشت تلفن میومد که گفته بابا محسن رو جا گذاشتیم.برگردیم اونا همه رفته بودن کرج.محسن رو یادشون رفته ببرند ازش پرسیدن:متولد چه سالی هستی؟ گفت:68 بعد محسن گفته:اونایی که میگن من توی ضامن خوب بازی کردم دستا بره بالا.بعد گفت:حالا اونایی که میگن توی ترانه ی مادری خوب بازی کردم دست و جیغ!(دیگه صدای محسن شنیده نمیشد دخترا میگفتن:محسن دوستت داریم پسرها میگفتن:بری دیگه بر نگردی(خودم:همیشه این پسرا با یه هنرمند لج میوفتن روز دوم شب از محسن میپرسن که تیکه کلامت چیه؟ محسن میگه:یا علی ( بعد محسن میگه حالا شما 5 قدم برین عقب.من 10 قدم میام جلو.قبوله؟ یهو همه جیغ کشیدن و دست زدن روز آخر ۲سانس بوده.هم ظهر و هم شب ظهر محسن وقتی برنامه رو شروع میکنه،میگه سلام میکنم خدمت مردم خوب بهبهان(همه دست میزنن)میگه:به خدا یک دفعه همین الان اومدن دم در اتاقم گفتن:محسن 2سانس شده.منم هول هولکی لباس پوشیدم.براتون کت و شلوار پوشیدم.خوشتون میاد؟ همه جیغ میکشن شب آخر محسن گفت من از خیلی هاتون بزرگترم،از خیلی ها هم کوچیکترم.میخوام به عنوان یه داداش بزرگتر یا کوچیکتر،نصیحتتون کنم.مامان و بابا هاتون رو دوست داشته باشین و قدرشون رو بدونین.این مامان و بابام بودن که منو به اینجا رسوندن آخر برنامه هم میگه:من الان پرواز دارم.میخوام برم مشهد(روز تولد امام رضا (ع) بود) واسه همتون دعا میکنم.ما کوچیک آقا امام رضا هستیم.بازم میگم.قدر پدر و مادرتون رو بدونین.من یه شعری همیشه آخر حرفام می خونم.الان برای شما هم می خونم.دل من با دل تو خورده گره/نکنه ناز کنی،باز کنی این 2 گره/دو کلوم حرف حساب باهات دارم/ میخوام بگم بامعرفت به یادتم دوست دارم ( دستاش یه بوس واسه جمعیت فرستاد.بعد همه براش بلند شدن و دست زدن.اونم سوار یک سمند شد و رفت به زیارت آقا امام رضا ( پ.ن۱:این مطالب رو از سمانه جون گرفتم فعلا منتظر نظراتتون هستم بای
محسن افشانی: هوای مامان وباباهاتونوداشته باشید! محسن افشانی نه شبیه پویای سریال ترانه مادری است ونه شبیه ساعد تله فیلم ضامن . اویک هنرمند نوجوان خوش اخلاق و دوست داشتنی است که همیشه در برخوردبا اطرافیانش لبخند به لب دارد و در کمال احترام و ادب رفتار میکند.به بهانه حضورش در یک سریال تلوزیونی و به درخواست مکرر شما خوانندگان گرامی با وی در راه زندگی گفتو گویی داشتیم که می خوانید: شنیدم امروز بازدید رفت بودی درسته ؟ بله.من عضو گروهی به نام خانه یشکسوتان هنر به سرپرستی خانم شهره لرستانی هستم که بنده را قابل دانستند و در بازدیدهاییکه از مراکزی مثل آسایشگاه معلولیین،سالمندان،شیر خوارگاه و غیره دارند از من دعوت میکنند و به همراه هنرمندان به این جور مراکزسر میزنیم .خیلی هم خوشحالم که عضو این گروه هستم. امروز هم از بازدید یکی از همین مراکز می آیم. گفته بودی که به تازگی قرارداد کار جدیدی بستی.اجراست یا بازیگری؟ به دلایلی از وادی اجرا خداحافظی کردم و قرار داد بازی بستم. چرا علت خاصی داره؟ به هر حال هم یک سری شرایط باعث شده.من با اجرا معرفی شدم و با بازیگری می خواهم ادامه بدم. بعد از ترانه مادری هم در محاصبه هایت گفته بودی می خواهی با اجرا خداحافظی کنی. اما مجری برنامه «ماه محبوب»شدی؟ تصمیم من قطی بود.اما پیشنهاد اجرای((ماه محبوب))از جناب آقای پور محمدی مدیر شبکه سوم بود و باید می پذیرفتم. خب حالا از نقشت در سریالی که قرار است بازی کنی بگو؟ یک سریال بیست قسمتی با عنوان ((حادثه در بزرگراه))به کارگردانی آقای معریان است که حدود یک سال من سر این کار خواهم بود و دوست گلم پیمان ابدی کار اکشن سریال را برعهده دارد . من حسام،پسر آقای حسین یاری که سرهنگ هستند را بازی می کنم.در مورد نقشم بیشتر از این نمی توانم حرفی بزنم. پس از اجرایه ماه محبوب تا زمانی کهاین کار پیشنهاد شد و قرارداد بستی مشغول چه کاری بودی؟ یک سری اجرا های صحنه ای داشتم و مدیریت یک مجموعه فرنگی به اسم ((گلچین لاله))را برعهده گرفتم ،که آخر هفته ها آنجا هستم و در رستوران سنتی اش برنامه هم اجرا می کنم. به اجرا بیشتر علاقه داری یا بازیگری؟ من به هر دو کار علاقه دارم.به این خاطر که فکر می کنم در هر دوی این کارها تا حدودی موفق بودم. همین مقوله اجرا با جوانی به نام کیوان ساکت همکار شدی . هنوز با در ارتباط هستی؟این سؤال بسیاری از خوانندگان مجله است که با راه زندگی در ارتباط هستند؟ اتفاقا چند شب پیش میهمان برنامه بودن ودیدمش.او هم درگیر شده و قرارداد یک سریال بسته. بنابراین خیلی فرصت رفت وآمد نداریم،اما از همدیگر بی خبر هم نیستیم با سیاوش خیرابی چطور؟ بله در ارتباطیم.اتفاقاسرفیلمبرداری یک تله فیلم است.دیروز تماس گرفتم با صدای آهسته گفت:سر ضبطم(با خنده). قضیه قبولی در کنکور و دانشگاهت به کجا کشید؟ در کنکور سراسری شیمی قبول شدم و در آزاد مکانیک ،از ترم بهمن سر کلاس می روم. برنامه محسن افشانی برای آیندهاش چیست و چه هدفی را دنبال می کند؟ بازیگری برای من یک تفریحه و فکر میکنم تا چهار / پنج سال دیگر چند تا کار خوب انجام میدهم و بعد در اوج کنار میروم. پ.ن۱:ایشاالله عکسایه مجله رو می ذارم حتما امروز فیلم هایی که از سلام بهار رو پیدا کردم گذاشتم اشکم در اومده بود ،ازش عکس میگرم میذارم خوب دیگه فعلا بای
چشم انداز
آزاده نامداری مهمان عزیزی که به خاطر درخواست های مکرر شما ازشون دعوت کردیم،ایشون متولد 11 فروردین 1368 هستند.کارشون رو با تئاتر آغاز کردند.و کارای متفاوتی توی تئاتر انجام دادند.مدتی شاگرد آقای آتیلا پسیانی بودند.توی تئاتر کارهایی مثل:عشق و وحدت،برگشتی در کار نیست کار کردند.همینطور کاری رو که خودشون خیلی دوست دارند به عنوان : ملکه زیبایی(اینجاشو نفهمیدم) اگر اشتباه نکرده باشم توی کارای مختلف دیگه ای هم بازی کردند.مثلا سریال کاراگاهان رو کار کردند..سریال ترانه مادری رو در آن ایفای نقش کردند.فیلم سینمائی ضامن،تله فیلم ماهی کوچولو ها دعا میخونن.و سریال حادثه در بزرگراه کار آقای آرش معیریان رو فکر کنم الان در حال بازی در این سریال هستند.در حیطه اجرا هم کارای متفاوتی در شبکه های داخلی و خارجی داشتند.آستانه،مادوتا،سلام بهار،و ماه محبوب برای شبکه های داخلی.و مجری برنامه ی دوست داشتنی و محبوب بوم سفید هم بودند که من مطمئنم که الان بعد از اینکه من گفتم ترانه مادری و بوم سفید،دیگه متوجه شدید چه کسی مهمان برنامه امروز هستند.اول از همه بریم بخش هایی از فیلم سینمایی رو ببینیم.بعد میریم خدمت آقای جوشقانی و مهمان خوب برناممون که من اسمشون رو نمیگم امیر جوشقانی:خب خیلی متشکرم از همکار خوبم سرکار خانم نامداری،و مطالبی که در خصوص مهمان ارجمندی که امروز به استودیو پخش برنامه چشم انداز آمدندارائه کردند.اطلاعات کامل،جامع و مفید بود.حتما شما حدس زدید که مهمان ارجمندی که به برنامه چشم انداز امروز آمدند ،کدامیک از هنرمندان نقش آفرین سریال ترانه مادری هست که الان داره،از طریق شبکه جهانی جام جم 3 ،تقدیم حضورتون میشه.تا الان 33 قسمت از مجموعه 47 قسمتی ترانه مادری تقدیم حضور شما شده،به کارگردانی سیامک سهیلی زاده با بازی:خانم هما روستا،دانیال حکیمی،فاطمه گودرزی،و عزیزی که امروز در خدمتشون هستیم و هنرمندان دیگه .اما ویژگی که مهمان امروز برنامه ما داره،همونطور که خانم نامداری هم در معرفیشون اعلام کردند،حضور در عرصه های مختلف هنر،مثل تئاتر،اجرای برنامه های تلویزیونی،و از جمله بازیگر تله فیلم ها و فیلم ها سینمایی و سریال ها.حتما شما با این چهره ی جوان و دارای آینده هنر کشورمون آشنا هستید نیاز به معرفی نداره.محسن افشانی عزیزمون امروز مهمان برنامه ما هستند.خیلی خوش آمدی محسن:خیلی ممنونم.با کسب اجازه از آقای جوشقانی و سر کار خانم نامداری،سلام عرض میکنم خدمت دوستان محترم و بزرگواران عزیزی که سرتا سر این کره زندگی میکنن.امیدوارم هرجا که هستید شاد باشید.یه عذر خواهی کوچولو به خاطر اینکه سرما خوردم،تهران هوا سرد.بعد،پاییز دیگه.نزدیک زمستون هم هستیم.و اینکه تبریک میگم بهتون سالروز ولادت(اشتباه گفت،سریع درست کرد)سالروز ازدواج مولی الموحدین،امیر المومنین علی (ع) و حضرت زهرا (س) .این باعث افتخار بنده است که توی برنامه چشم انداز در خدمت شما هستم مجری:خواهش میکنم.زنده باشید.منم خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستیم ما.به نوعی دیگه همکار خودمونی و ماشاالله خوش سخن و ضمن اینکه خوش تیپ محسن:خواهش میکنم.لطف دارین شما.البته هزار مرتبه بار تبریک میگم برد پرسپولیس رو ،برد افتخار آفرین پرسپولیس رو.به هر حال ما 3 تا گل کافی بود زدیم.دوست نداشتیم 8 تا بزنیم و اینا.به هر حال خسته نباشین(میزنه زیر خنده مجری:(نفهمیدم چی گفت)نوجوونای داماش و اینا.خب به هر حال پیش میاد دیگه.اینجوری فعلا استقلالی ها یه خورده حسودی میکنن.چایی میخورن تا ما پرسپولیسی ها محسن:حرص میخورن مجری:ادامه بدیم گفتگوی زنده رو.عرضم به حضورت که.گفتی تهران سرد.مگه تهران زندگی نمیکنی؟ محسن:چرا مجری:میدونستی که هوا سرده محسن:من میدونستم که هوا سرده.به خاطر اینکه ما سر این فیلم سینمایی ماهی کوچولو ها دعا میخونن بودیم.توی دماوند 4روز ضبط داشتیم.شبانه روز اونجا بودیم.خیلی سرد بود.برای همین تهران اومدیم یه کم سرد بود.این سرما در برابر دماوند کوچولو بود مجری:فکر کردی بهار و نسبت به دماوند ،تهران گرمتره محسن:خیلی گرم تهران نسبت به دماوند.ولی به هر حال تجربه ی خوبی بود.زندگی در دماوند مجری:محسن متولد 1368 (محسن هم خودش میگه)دانشجوی مهندسی مکانیک(سرش رو محسن تکون میداد)حالا چون خودت،سرنوشت منم یه جورایی بعد از گذرندان تقریبا همین رشته ی مشابه همین در دانشگاه.سر از تلویزیون و اجرا درآوردیم.برای آینده تو اصلا فکری کردی؟اول سراغ آینده برم بعد برم سراغ سوال ها ی در حال حاضر مجسن:100 مجری:این حرفه رو ادامه میدی؟یا رشته ی مهندسی مکانیک رو؟ محسن:من توی بیشتر مصاحبه هام هم عرض کرده بودم که این حرفه رو که حرفه ی خیلی ها هستش.و نون در میارن و زندگی میکنن.و امرار معاش میکنن.سرگرمیه منه مجری:خیلی ها هم بیشتر از نون محسن:خیلی هم بیشتر از نون.یه چیزی توی این مایه ها .اون موقع که من کوچولو بودم.نمیپسندیدم بازی توی کوچه و خیابون رو.و با رفیقا گشتن و از این حرفا.تئاتر کار میکردم.تفننی میرفتم کلاسای تئاتر و کانون های مختلف تئاتر و ارائه میدادم تا اینکه از سال 83 من شروع کردم .تا اینکه یک سال بعدش ،یک سال ،یک سال و نیم بعدش بود که دعوت شدم برای بازی توی یکی از آیتم های برنامه آستانه.علی مختارزاده ی عزیز کارگردانش بود.بعد از یک ماه،گفتن یه شخصیت که اگر دوست داشته باشی میتونی مجری باشی و اجرا کنی.منم گفتم باشه.نیاز به کمک شما دارم.یه آیتم های کوچولو کوچولو گرفتیم.تا سال 86،آبان ماه بود که شدم مجری 1 آستانه.دیگه بعد از اون سریال کاراگاهان رو کار کردم.بعد برنامه ی مادوتا بود که قبل از عید 87،نوروز 87 2ماه با برنامه ی سلام بهار خدمت دوستان بودیم.حالا دوستای عزیزی که شبکه های داخلی ما رو میگرفتن.سلام بهار با حضور بنده و کیوان ساکت اف عزیز که جاش خالیه.با هم اجرا میکردیم.کار خوبی بود.دوست داشتنی بود.من خودم یکی از خاطره هام از اجرا رو از برنامه ی سلام بهار دارم.بعدشم آستانه و دو،سه تا کاری که کردم مجری:حالا من یه جوری از سلام بهار تو خاطره ی خوبی ندارم.میدونی چرا دیگه؟ محسن سرش رو انداخت پایین مجری:یه برنامه بود که همزمان باهاش پخش میشد.دخترم هم میخواست سلام بهار رو ببینه محسن:آخی مجری:دیگه مشخص شد الان .فهمیدی چرا؟ محسن دقیقا مجری:میگفت میخوام سلام بهار رو ببینم.عامل و باعثش هم شما بودی.میدونی که ما بچه ذلیلیم و هرچی اون بگه محسن:ایشالا خدا نگهشون داره براتون.ولی به هر حال یه برنامه ی نوعی بود مجری:خیلی دوست داشت. درواقع رده ی سنی کودک و نوجوان .برنامه ی سلام بهار رو به خاطر اجرای متفاوتش دوست داشت محسن:شما خیلی بزرگوارید.یه تجربیاتی کسب کردم توی عرصه های مختلف.تئاتر چون دیگه به عرصه های تلویزیون پا گذاشتم .آدم یه چیزایی رو میبینه.وقتی در مقام مقایسه قرار میده،میبینه که همیشه بین سخت و راحت،راحت رو انتخاب میکنه.یا بین راحت و راحت تر،راحت تر رو انتخاب میکنه مجری:تئاتر سخته محسن:ببین یه نمایش کاملا زنده ،و دوست داشتنی.دیگه مثل تلویزیون نیست که اگر بخوای یه جا سوتی بدی.بخوان کات بدن و از اول بگیرن.هرچی اتفاق بیا فته رو صحنه همونه.چون من تجربه داشتم چندتا کار تئاتر، مجری:پولش چی؟ محسن:دیگه...ببین ما اون موقع که شروع کردیم.به پولش فکر نمیکردیم.فکر این بودیم که داریم بازیگر میشیم.حاضر بودیم هر کولی بدیم که به هر حال خودمون رو نشون یدیم.توی این حیطه.خب اولاش که پولی توش نبود.دیگه بعدا که شروع کردیم به کار،مستقیم اومدیم تلویزیون،خیلی سخت بود.من الان شیفته ی پر و پا قرص تئاترم.ولی فرصتش هیچ موقع نمیشه که دوباره کار کنم مجری:خب من برای بینندگان عزیزمون توضیح بدم.که منظور از واژه ی کولی دادان که محسن اشاره میکنه،همون خاک صحنه خوردنه محسن:حق دارین.بذارین من یکم بیشتر اینو توضیح بدم.ببینین،ما که تحصیلات آکادمی این رشته رو نداشتیم.میخواستیم به صورت تجربی وارد این حرفه بشیم مجری:آهان اصلا چرا نرفتی رشته ی هنر؟ محسن:من ایده آلم از بچگی مهندسی بود مجری:حتما مهندس بشی؟ محسن:حتما مهندس بشم مجری:پس حتما ادامه میدی دیگه رشتتو؟ محسن:قطعا مجری:درواقع درآمدت رو از هنر نخواهی داشت؟ محسن:نه.(سرفه کرد)عذر میخوام.برای سرماخوردگی بود.نگران نباشید.سال 83 اتفاقی ،به خاطر اینکه دوست نداشتم توی خیابون بازی کنم و اینا.میرفتم تئاتر کار میکردم.دیگه کشیده شدم به سمت تلویزیون.دوست داشتم فعالیت توی رادیو ،تلویزیون مجری:به پرسپولیس از کی علاقمند شدی؟ محسن:از اون زمانی که خاکپور رو مجری:استاد اسدی مجسن:از اون زمانی که شناختمشون ،شیفته ی پرسپولیس شده بودم مجری:بابا استاد اسدی توی پرسپولیس مجسن:میدونم.اون زمانی که استاد اسدی بازی میکرد.تیم ملی .اون زمان رو میگم مجری:علی دایی هنوز گلشو نزده بود که ما عاشق پرسپولیس شدیم محسن:هنوز نمیدونستیم علی دایی چه هد هایی میزنه ماشالا مجری:ماشالا.عرض به حضورت که خب سراغ تله فیلم ها میخوایم بریم.فیلم سینمایی ها میخوایم بریم.اما ترانه مادری در حال حاضر بهانه ای بود برای دعوت از محسن افشانی عزیز.برای برنامه ی امروز چشم انداز.از ترانه ی مادری و اینکه چی شد قبول کردی توی این فیلم زیبا بازی کنی.از کجا شکل گرفت نقشت؟سناریو چه طور بود؟خوندی؟پذیرفتی؟کی پیشنهاد داد؟کی معرفیت کرد؟و اینکه راضی بودی؟(چقدر سوال پرسید محسن:حالا من نمیدونم چه جایگاهی دارم بین دوستای عزیزمون که در کشورهای مختلف هستند.که الان 33 قسمت از ترانه مادری پخش شده.اون بازخورد و برداشتی که توی ایران از مردم میبینیم.خیلی بهمون دلگرمی میدن.خیلی شرایط کاریمون سخت بود.حالا از اولش من شروع کنم همه سوالاتون رو جواب بدم.15 اردیبهشت بود.وسطای سلام بهار.برنامه ی زنده داشتیم هرروز.که دوست عزیزم سینا حمزه ای،محمد حمزه ای(بازم اشتباه گفت دستیار 1 کارگردان زنگ زد به من،گفت که چنین کاریه.دیگه رفتیم و آقای سهیلی زاده دیدنمون.گفتن برای نقش پویا نظری از 70،80 نفر تست گرفتند مجری:در واقع بعد از اجرای سلام بهار بود؟ محسن:نه همون حین اجرای کار بود.برنامه ی بوم سفید رو هم داشتم توی جام جم مجری:بهشون گفتی که اجرا هم میکنی توی تلویزیون؟ محسن:آره اینارو گفتم.این شرایط رو مجری:کاراتو دیده بودن؟ محسن:آره دیده بودن مجری:خیلی ها مخالفن.میدونستی؟ محسن:من همین.میخواستم یک تشکر ویژه کنم از جسارتی که به خرج دادن و محسن افشانی مجری رو برای رول مثلا محوری کارشون انتخاب کردند.از دید کارگردان و تهیه کننده خیلی سخته که یه شخصیتی که مجریه بیاد بازیگر بشه مجری:چون توی یه قالبی جا افتاده.تصویرش پخش شده و مردم اونو با این چهره میشناسن.این که خود ارائه این چهره ممکنه کار سختی باشه.یا بخواد سریال رو یه خورده به چاله چوله بندازه.اما یکی از بینندگان عزیزمون،خانم مهناز از ژاپن روی خط برنامه هستند.بهشون سلام عرض میکنم و امیدوارم هرجای دنیا که هستند ،البته ما میدونیم ژاپن هستند .هرجای دیگه هم باشن ،امیدوارم حالشون خوب باشه مهناز:سلام.منم خدمت شما سلام میکنم.ان شاالله که حالتون خوب باشه.و خیلی ممنون از برنامه های خوبتون.ببخشید.منم سرما خوردم.با صدای خیلی گرفته مجری:ژاپن هم مگه سرده؟خانم مهناز خانم؟ مهناز:با اجازتون خیلی سرد شده مجری:جای شما در ایران خال.تهران ،دماوند،فیروزکوه درست میگم محسن:همینه مجری:اینجا هم سرده و هوای پاییزی حسابی داره جولان میده.این هوای سرد مهناز:خب.خوش به حالتون.هوای ایران یه چیز دیگه است بقیه رو برید ادامه مطلب بخونید خیلی زیاده پ.ن۲:یک عکسای از یک برنامه ای است که کسی ندیده تا حالا حتما میذارم .عکسایه چشم انداز رو با بقیه عکسا میذارم
از دستتون ناراحتم آمار وبلاگ داره ميره بالا ولی حتی 1 نظر هم نبينم
خوب چرا ميايين نظر نميدين ميدونم زياد چيز جالبی نداره حداقل دلم شكست دوشت ندارم بچه ء بد مامانننننننننننننننننننننننننننننن
وااااااااااااااااااايـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
سلام اگه بدونيد چی شده بلاخره از اون مدرسه دولتی حالت .......در اومد از همين اول دبيرستان وارد شدم هنرستان وای اينقدر كيف ميده مدرسه جديد اگه بگم يكم نديده بازی در آوردم كم گفتم آخه شما هم اگه مدرسه ما بوديد اونوقت به من حق ميداديد آخه مدرسه قبلی يك ذره استراحت هم نداشت كم گفتم آخه همش زنگ ورزش هم ازمون كار ميكشيدند مدرسه كه يك غذاهايی درست ميكنه كه آدم قصهء شكمش رو نميخوره معلم ها كه 40 به بالا نداريم اصلا چقدر هم مهربون هستند مدير كه مارو ميرقصونه همش مؤسسش هم كه پيره دست مارو تويه واليبال بسته هی ميگه هراتی بلند شو آخه خانوم من بلد نيستم به چه زبونی بگم كلاس موسيقی ،طراحی،عكاسی تفريح من هستش بقيه رو نمی دونم حالا مشاورمون كيه پسر مديرمون وايی جوونه ولی دوست دارم هی حال بگيرم معلم تاريخ ،گرافيك هم هست خوب پر حرفی كردم فعلا بای
سلام بچه ها خوبيد خوش ميگذره روزگار به ما هم بدك نيست الان همه براشون سوال شده اين ها چيه بچه ها من همين هفته قبل اين وبلاگ رو زدم و يك وبلاگ داشتم كه محتواش بيشتر بود كه اون رو حذف كردم ولی هميشه دوست داشتم از روز عاشق شدنم وبلاگ داشته باشم كه نشد بخاطر همينه كه من از اول شروع كردم به نوشتن از فروردين شروع كردم بخاطر اينكه روز ها پر بشه من اومد تقويم نوشتم(ميدونم الان چي ميگی؟چقدر كار مسخره ای) ولی مجله هايی كه دارم رو مينويسم پس لطفا وارد ميشيد اينقدر وانريد چون تازه شروع كردم به نوشتن مخاطبين كمه ولی تو بگو فرحزاد من سه سوته رفتم و برگشتم نترسيد برایه اين يكی كم نميذارم ولی هم من وهم شما درس داريد بايد به درس هاتون برسيد هم من پس اگه بعضی موقعه ها دير اومدم ناراحت نشيد سعی ميكنم كه زود بيام ميخوام هم چند تا برنامه بريزم تو كامپيوتر اونم فقط به خاطر شما تازه تولد هم داريم تولد خواهرم عسلكم محبوبه كه كيك هم براش سفارش داديم بگيريم خيلی برنامه داريم بنر وبلاگ هم ميخوام بزنم پس با نظر هايه قشنگتون من رو شاد كنيد فعلا بای تا های
5-روز بسيج مستضعفان 7-روز نيروی دريایی 8-شهادت امام محمد تقی(ع) 9-روز بزرگداشت شيخ مفيد 10-سالروز ازدواج حضرت علی(ع)و حضرت خديجه(س)،شهادت آيت الله مدرس و روز مجلس 12-تصويب قانون اساسی اسلامی ايران 13-روز بيمه،روز جهانی معلولان 16- شهادت امام محمد باقر(ع)،روز دانشجو 18-روز عرفه و نيايش،معرفی عراق يه عنوان مسئول و آغاز گر جنگ از روی سازمان ملل 19-عيد سعيد قربان(تعطيل)،تشكيل شورای انقلاب فرهنگی به فرمن امام خمينی(ره) 20-شهادت آيت الله دستغب سومين شهيد محراب به دست منافقان 24- ولادت امام علی النقی(ع) 25-روز پژوهش 26-روز حمل و نقل 27-عيد سعيد قديرخم(تعطيل)،شهادت آيت الله دكتر مفتح،روز وحدت حوزه و دانشگاه
من پذيرفتم كه عشق افسانه است اين درد دل آشنا ديوانه است می روم شايد فراموشت كنم با فراموشت هم آغوشت كنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش گر چه تو تنهاتر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را
1- روز آمار و برنامه ريزی 4- شهادت امام جعفر صادق(ع)(تعطيل)،اعتراض و افشاگری حضرت امام خمينی(ره)عليه پذيرش كاپيتولاسيون 8-شهادت محمد حسين فهميده،روز نوجوان 10-ولادت حضرت معصومه(س)،شهادت آيت الله قاضی طباطبائی اولين شهيد محراب 13-تسخيرانه جاسوسی آمريكا به دست دانشجويان پيرو خط امام، روز ملی مبارزه با استكبار جهانی روز دانش آموز 18-روز ملی كيفيت 20-ولادت امام رضا (ع) 24-روز كتاب و كتاب خوانی،روز بزرگداشت آيت الله علامه سيد محمد حسين طباطبایی
نمی نويسم......چون می دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمی خوانی! حرف نمی زنم ......چون می دانم هيچ گاه حرف هايم را نمی فهمی! نگاهت نمی كنم......چون اصلا نگاهم را نمی بينی!صدايت نمی زنم......زيرا اشك های من برای تو بی فايده است!فقط می خندم چون تو در هر صورت مگويی من ديوانه ام
1- شهادت حضرت علی(ع)(تعطيل) 2-شب قدر 5-روز جهانی قدس،شكست حصر آبادان 6- روز جهانی جهانگردی 7-روز آتش نشانی و ايمنی 8- روز بزرگداشت مولوی 9-روز جهانی ناشنوايان 10- عير سعيد فطر(تعطيل)،روز جهانی سالمند 13-هجرت امام خمينی(ره)از عراق به پاريس،روز نيروی انتظامی 14- روز دامپزشكی 17-روز جهاني كودك 20-روز بزرگداشت حافظ ،روز ملی كاهش اثرات بلايای طبيعی 23-شهادت پنجمين شهيد محراب آيت الله اشرفی اصفهانی،روز جهانی استاندارد 24-روز پيوند اوليا و مربيان ،روز جهانی نابيانان(عصای سفيد) 26-روز تربيت بدنی و ورزش 29-روز صادرات
عشق يعنی با افق يك دل شدن يا لباسی از شقايق دوختن عشق يعنی با وجود خستگی بر سر پروانه دل سوختن عشق يعیي داستانی ناتمام عشق يعنی كلمه ای بی انتها عشق يعنی گفتن از احساس موج در كنار حسرت پروانه ها عشق يعنی آه سرخ لاله ها عشق يعنی حرف پنهان درنگاه عشق يعنی ترجمان يك نفس عمق سايه روشن دشت پگاه عشق يعنی قصه يك آرزو عشق يعنی ابتدای يك غروب عشق يعنی تكه ای از آسمان
عشق يعنی وصف يك انسان خوب
1-روز بزرگداشت ابوعلی سينا 2-آغاز هفته دولت 4-روز كارمند 5-روز دارو سازی،روز بزرگداشت محمد بن زكريای رازی 8-روز جهانی مبارزه با تروريسم 10-روز بانكداری اسلامی 11-روز صنعت و چاپ 13- روز تعاون ،روز بزرگداشت ابوريحان بيرونی 17-قيام 17 شهريور 19-وفات آيت الله طالاقانی اولين امام جمعه تهران 20-شهادت دومين شهيد محراب آيت الله مدنی 21-وفات حضرت خديجه(س)،روز سينما 26-ولادت امام حسن مجتبی(ع) و روز اكرام 27-روز شعر و ادب فارسی 29-شب قدر 30-ضربت خوردن حضرت علی(ع)،روز گفت و گوی تمدن ها 31-شب قدر،آغاز جنگ تحميلی،آغاز هفته دفاع مقدس
5- سالروز عمليات افتخار آفرين مرصاد 7- شهادت امام موسی كاظم(ع) 8-روز بزرگداشت سهروردی 9- مبعث رسول اكرم(ص)(تعطيل)،روز اهدای خون 14- صدور فرمان مشروطيت 15-ولادت امام حسين(ع)و روز پاسدار 16-ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع)و روز جانباز،تشكيل جهاد دانشگاهی 17- ولادت امام زين العابدين (ع)و روز خبرنگار 23-ولادت حضرت علی اكبر(ع) و روز جوان 26-آغاز بازگشت آزادگان به ميهن اسلامی 27-ولادت حضرت قائم (عج)(تعطيل) و روز جهانی مستضعفان 28-كودتا ی آمريكا برای بازگرداندن شاه 30-روز بزرگداشت علامه مجلسی 31-روز جهانی مسجد
1- روز تبليغ و اطلاع رسانی دينی،سالروز ٌدور فرمان حضرت امام خمينی(ره)مينی بر تاسيس سازمان تبليغات اسلامی،روز اصناف(تولد خودمه ببين چه مناسبت هايی توشه) 4-ولادت حضرت فاطمه الزهرا(س)و روز زن ،تولد امام خمينی (ره)رهبر كبير انقلاب 6-روز جهانی مبارزه با مواد مخدر 7-شهادت مظلومانه آيت الله دكتر بهشتی و 72 تن از ياران امام خمينی(ره) 8-روز مبارزه باصلاح شيميايی و ميكروبی 10روز صنعت و معدن 11-شهادت آيت الله صدوقی چهارمين شهيد محراب 14-ولادت امام محمد باقر(ع) 16-شهدت امام علی النقی الهادی(ع)،روز ماليات 23-ولادت امام محمد تقی(ع) 25-روز بهزيستی و تامين اجتماعی 26-ولادت امام علی(ع)(تعطيل)،اغاز ايام البيض 28-وفات حضرت زينب(س)
1-بهره وری وبهينه سازی مصرف.روز بزرگداشت ملاصدرا 3-فتح خرمشهر در عمليات بيت المقدس و روز مقاومت،ايثار و پيروزی 14-رحلت حضرت امام خمينی(ره)رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران(تعطيل)،آيت الله خامنه ای به رهبری 15-قيام خونين15خرداد(تعطيل) 16-روز جهانی محيط زيست 18-شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)(تعطيل) 20-شهادت آيت الله سعيدی به دست ماموران ستم شاهی پهلوی 21-روز جهانی صنايع دستی 25-روز گل وگياه 26-شهادت سربازان دلير اسلام بخارای،صفار هرندی و نيك نژاد 27-روز جهاد كشاورزی 28-روز جهانی بيابان زدايی 29-در گذشت دكتر علي شريعتی 30-انفجار در حرم امام رضا(ع)به دست ايادي آمرياكایی 31-شهادت دكتر مصطفی چمران
1-روز بزرگداشت سعدی 2-تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،سالروز انقلاب فرهنگی و روز زمين پاك 3-روز بزرگداشت شيخ بهایی 9-روز شوراها 10-روز ملی خليج فارس وآغاز عمليات بيت المقدس 12-روز معلم و روز جهانی كارگر 15-روز بزرگداشت شيخ صدوق 17-روز اسناد ملی -روز جهانيی صليب سرخ و هلال احمر 22-ولادت حضرت زينب(س)و روزپرستار وبهورز 24-لغو امتياز تنباكو 25-روز بزرگداشت فردوسی 27-روز ارتباطات و روابط عمومی 27-روز بزرگداشت حكيم عمر خيام 29-روز جهانی موزه وميراث فرهنگی 30-حضرت فاطمه الزهرا(س)به روايتی
جمع بندی فروردین: روزهههههههههه میلاد رسول اکرم (ص) روزه هفته وحدت روزه میلاد امام جعفر صادق روز جمهوری اسلام روزززززززززززززززززززززززززززه طبیعت ۱۳ به در خودمون روز سلامت ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) کلوهوم تبریک میگم بهتون حالا تسلیت ها وفات حضرت معصومه (س) رو بهتون تسلیت میگم
1-آغاز نوروز(تعطيل)،ميلاد رسول اكرم(ص)به روايت اهل سنت،آغاز هفته وحدت 2-عيد نوروز(تعطيل)،هجوم ماموران پهلوی يه مدرسه فيضيه قم،آغاز عمليات فتح المبين 3-عيد نوروز(تعطيل) 4-عيد نوروز(تعطيل) 6-ميلاد رسول اكرم(ص)و روز اخلاقو مهرورزی،ميلاد حضرت امام جعفر صادق(تعطيل) 12-روز جمهوری اسلام (تعطيل) 13-روز طبيعت(تعطيل) 18-روز سلامتی(روز جهانی بهداشت) 19-شهادت آيت الله سيد محمد باقر صدرو خواهر ايشان بنت الهدی توسط حكومت بعثت عراق 20-روز ملی فناوری هسته ای 21-شهادت امير سپه بد علی صياد شيرازی 25-ر.ز بزرگداشت عطار نيشابوری 27-ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) 29-وفات حضرت معصومه(س)،روز ارتش اسلامی و نيروی زمينی
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام خوبيد خوشيد روزگار بهتون خوش ميگذره به ما كه خيلی بابا عيد رو بچسب از همين جااعلام ميدارم كه عيد نوروز بر شما وتمام ايرانی هايه عزيز وغيره........... مبارك باد خانم خوشگلا عيدتون مبارك آقا پسرها عيد شما هم مبارك رفتين اولين روز نوروز عيد ديدنيه مامان بزرگ و بابا بزرگها و عمه خاله عمو دايی وغيره.......... كه تمومی نداره ماشالاه اينقدر فاميل داريم كه فكر كنم 1 سالی بايد بريم عيد ديدنی من كه هر روز عيد بيمارستانم چون ماشالاه اگه نخوريم چيزی صاحاب خونه بهش بر ميخوربه جان خودم نباشه به جان شما. ما كه اولين هفته رو ميريم عيد ديدنی دومين هفته مسافرت آخ جون امسال ميريم كيش البته با خانواده دختر عموم باهامون مياد با دختر عموم خوش ميگذره خوب ديگه الاناس كه بابام كامپيوتر رو پرت كنه پايين راستي عيديیما يادتون نره منظورم نظر يادتون نره باشه فعلا باي خوش بگذره
|
About![]()
آمدی چه زیبا...گفتم دوستت دارم,چه صادقانه...پذیرفتی,چه فریبانه...
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 Links
ღ پلنگ صورتیღ
ღمحبوبه جيگرمღ
عید نوروز |